فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧١٥ - نسبت بين ذات و حقيقت و ماهيت
نمىگويند:
ذات عنقا يا حقيقت عنقا ولى ماهيّت عنقا گ فته ميشود زيرا ماهيّت اعمّ از
ايندو مىباشد.
ولى گ اهى اين فرق مراعات نشده و هر يك از اين سه لفظ را بجاى ديگرى
اطلاق مىنمايند يعنى هر سه را بيك معنا فرض مىكنند.
سپس ميفرمايد:
تمام اين سه معقول ثانى هستند زيرا معلوم است در سواد امرى كه محاذى
با ماهيّت مطلقه يا ذات و حقيقت مطلقه باشد و وراء ماهيّت خاصّه يعنى رنگ
مخصوص كه قابض نور چ شم است باشد وجود ندارد.
شرح فارسى:
توضيح
نسبت بين ذات و حقيقت و ماهيّت
بين اين دو مفهوم و ماهيّت نسبت عموم و خصوص مطلق است به اين معنا
كه ماهيّت اعمّ و اين دو اخصّ مىباشند زيرا مورد استعمال اين دو فقط در حصوص
موجوداتى است كه در خارج وجود داشته باشند همچون ذات زيد و حقيقت شمس
ولى ماهيّت در مطلق موجودات استعمال مىگردد چ ه در خارج باشند مانند دو مثال
مذكور و چ ه در خارج نباشند همچون ماهيّت سيمرغ و ماهيّت اكسير بعقيدّ منكرين
علم كيميا.
و گ اهى نيز هر سه بيك معنا استعمال مىشوند يعنى در اعمّ از موجودات
خارجى و ذهنى.
قوله: و كلّها المعقول الخ: يعنى اگرچه بين اين سه مفهوم نسبت مزبور بوده و از
اين جهت با هم فرق دارند ولى در يك جهت هر سه با هم مشترك مىباشند و آن
اينست كه تمام از معقولات ثانيه محسوب مىشوند و قبلا در تعريف معقول ثانيه نيز
گ فته شد عبارتست از موجودى كه در ذهن بوده و در خارج محاذى نداشته بلكه
معروض در خارج باشد چ نان چ ه ماهيّت يا حقيقت و ذات سواد عبارتست از امريكه